|
[ جمعه, 11 سرطان 1389 ]
نویسنده:
حسین حیدر بیگی
اين هفته داستاني به نام "داستان دوشيزه " از نويسنده آمريكاي لاتين، پوپول ووه، نقد و بررسي گرديد. پوپول ووه، از اولين داستان نويسان آمريكاي لاتين است كه داستان هايش بيشتر با درونمايه ي افسانهها و اسطورههاي محلي ملت و بوم خودشان، شكل پيدا كرده است. به طور كلي جريان داستان نويسي آمريكاي لاتين را ميتوان به سه دوره تقسيم بندي كرد؛ دوره اول كه هم
ادامه ...
[ جمعه, 11 سرطان 1389 ]
نویسنده:
حسین حیدر بیگی
رمانی دیگر در روایت جنگهای داخلی افغانستان منتشر میشود.به گزارش ایسنا، حسین حیدربیگی - داستاننویس افغان - که با مجموعهی داستان کوتاه «سنگ و سیب» نامزد بخش داستان کوتاه جایزهی نوروز شده بود، دربارهی نخستین رمانش به نام «گردآبی» میگوید، شخصیت اصلی داستانش یک زن است که با صد مرد برابری میکند؛ هم برای دفاع از کیانش میجنگد و هم برای رسیدن به آرامش، پرهیز از خشونت را به کودکانش میآموزد. ماجرای این رمان در سالهای جنگهای قبیلهیی حاکمیت عبدالرحمان روایت میشود.حیدربیگی که از 17سالگی به
ادامه ...
[ جمعه, 11 سرطان 1389 ]
نویسنده:
حسین حیدر بیگی
رمانی دیگر در روایت جنگهای داخلی افغانستان منتشر میشود.به گزارش خبرنگار بخش کتاب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حسین حیدربیگی - داستاننویس افغان - که با مجموعهی داستان کوتاه «سنگ و سیب» نامزد بخش داستان کوتاه جایزهی نوروز شده بود، دربارهی نخستین رمانش به نام «گردآبی» میگوید، شخصیت اصلی داستانش یک زن است که با صد مرد برابری میکند؛ هم برای دفاع از کیانش میجنگد و هم برای رسیدن به آرامش، پرهیز از خشونت را به کودکانش میآموزد. ماجرای این رمان در سالهای جنگهای قبیلهیی حاکمیت
ادامه ...
[ سه شنبه, 21 ثور 1389 ]
نویسنده:
معصومه صابری
اشاره: معصومه صابري از شاعران جوان مهاجري است كه سالها ساكن شهرمشهد بوده، شعر را در كنار دوستان شاعر مشهدي اش آغاز كرد و صاحب مجموعه شعري شد به نام "دو ماه در خسوف" كه توسط انتشارات عرفان در سال 1386 به چاپ رسيد. در قالب "سپيد" شعر مي گويد و در اغلب آثارش، تغزل و عاشقانه سرايي برجسته است. او اكنون ساكن شهر قم مي باشد....

ادامه ...
[ دوشنبه, 20 ثور 1389 ]
نویسنده:
محمد سعیدی
شاعر امروز خوشحال است،چون امروز بلاخره مادرکلانش،بافت خورجین اورا تکمل می کند.فقط تهِ خورجین شاعر کمی سوراخ مانده است،که امروز این سوراخ توسط مادر کلان شاعر،بافته می شود.شاعر می خواهد با این خورجین که مادر کلانش برای او دوخته است،به دنبال "واژه ها"برود.او می خواهد ناب ترین"واژه ها" را در خورجین خود جمع کند، تا بتواند آن واژه ها را باهم دیگر ببافت و از او" شعر" در آورد.اشعاری با مفاهم گونا گون.او بافتن را از مادر کلانش یاد گرفته است.بلاخره روز موعود فرا می رسد . شاعرخورجین خودرا بر میدارد تا به دنبال ناب ترین "واژه
ادامه ...
|
نظریات
(1)
[ دوشنبه, 13 ثور 1389 ]
نویسنده:
غلام رضا ابراهیمی
شايد من و توايم اما پرنده ها
شاعر به انتهاي خيابان رسيده است
محمد واعظي
انتشارات عرفان
شمارگان: 3000
چاپ اول:
ادامه ...
[ شنبه, 11 ثور 1389 ]
نویسنده:
تقی واحدی
آدم ثبت نام ، مشخصات گاو شصت و نهم را پاکنویس می کرد که گاو هفتادم سرش را پیش کرد تا مشخصات خود را برایش بگوید. گاو هفتادم با حالتی شرم آلود و نفس زنان گفت که به خاطری که موبایل ندارد از پروژه ی ثبت نام گاوها دیر خبر شده است. گاو بعد از ادای این جمله کمی اعتماد به نفس پیدا کرد واز آدم ثبت نام گلایه نمود که چرا پروژه ی ثبت نام ، اعلان عمومی نشده است. اما بدون اینکه منتظر جواب بماند، حالت مظلومانه یی به خود گرفت و گفت :"من مصروف
ادامه ...
[ شنبه, 11 ثور 1389 ]
نویسنده:
تقی واحدی
نگاه کشدار ایشان جوان آنقدر سنگینی کرد که زرمینه با اندکی شتاب چپلی هایش را که پیش دست او جفت شده بود پا کرد. دویی را که در مشت خود تیار کرده بود طرفش پیش کرد و یکی دو قدم پستر رفت و ایستاد تا بی بی اش بوت های خود را پوشید. پا به پای او از زیر سرتاق دروازه صحن روضه بیرون شد که ازدحام زنان و دختران با صورت های لچ و چادر های نازک حس رهایی
ادامه ...
[ شنبه, 11 ثور 1389 ]
نویسنده:
تقی واحدی
والی همچنانکه سرش را با جانپاک می مالید، وارد اتاق نانخوری شد و صدا زد؛"آمنه!" هنوز در حس لذت آمیزش غرق بود که صدای آمنه آمد؛"آوردم!"
پتنوس تخم پزی را آورد پیش روی والی ماند. والی
ادامه ...
[ جمعه, 10 ثور 1389 ]
نویسنده:
ابوطالب مظفری
اینک، شاید گاه آن رسیده باشد که بر کنار از آشوبهای جناحی لحظاتی سر در گریبان تفکر فرو بریم و به راه طی شده ملت خود نگاهی از سر درد مندی بیفگنیم و کار نامه رفتگان و ماندگان خود را از پیعبرت آموزی، ورقی بزنیم. اینک شاید گاه ان رسیده باشد که از نردبانهای منیت و تفرعنی که از ان بالا رفته ایم، نگاهی به پایین بیندازیم و پیش از آن که به جبر و قهر از ان بالا فرو بکشد مان، فکری به حالمان بنمایم و چاره ای بیندیشیم و بهراسیم از روزی که دیگر دیر شده باشد و همین اندک مجال تأ مل را هم از ما گرفته باشند. بسیار سالهای اندیشیدن و ساختن را از دست داده ایم.
ادامه ...
|